چند روزه شوهرم واسه خاطر یه مشکلی رفته بوشهر. منم خودم میرم دانشگاه میام. یه مردی افتاده دنبالم. قیافه آنچنانی هم ندارم که بگم بخاطرش افتاده دنبالم. هر جا میرم اونم میاد. ترس برم داشته از طرفی هم میدونم شوهرم تا آخر هفته غیر ممکنه. برگرده.
از طرفیم تو دانشگاه کسی نمیدونه من ازدواج کردم. چون دوست صمیمی ندارم زیاد با کسی نمیجوشم.
امروز از موقع برگشتن رفتم کتاب فروشی قدم به قدم دنبالم چیکار کنم به نظرتون.