منم حس خفگی داشتم انگار دو تا دست قوی گلوم رو فشار میداد لحظه های آخر ک داشتم جون میدادم تو حیاط مار بوده برادر کوچیک ام شیشه سمتش پرت کرده ک با صدای اون از حالت خفگی در اومدم وقتایی ک ب پشت میخوابم اینجوری میشه
تو رو خدا ب اسمم گیر ندین ی غلطی کردم دیگه بعدش نتونستم هیچ غلطی بکنم نی نی یار هم تغییرش نمیده (بخاطر ذوقی ک اولین بار دو تا خط پررنگ افتاد نزدیک ۲۰ تا بی بی چک زدم باهم ذوق کرده بودم)هنوزم عاشق بی بی چکم😂
ن بابا ترس نداره ب پشت نخواب اینجوری نمیشی تازه من دوست دارم دوباره اینجوری بشم آخه ی حالتی بین مرگ و بیداریه ولی نمیمیرم😂😂
تو رو خدا ب اسمم گیر ندین ی غلطی کردم دیگه بعدش نتونستم هیچ غلطی بکنم نی نی یار هم تغییرش نمیده (بخاطر ذوقی ک اولین بار دو تا خط پررنگ افتاد نزدیک ۲۰ تا بی بی چک زدم باهم ذوق کرده بودم)هنوزم عاشق بی بی چکم😂