بچه هااون روز رفته بودیم خرید شوهرم گفت کاندوم چند بسته بردارین برا بچه های مغازه،شاگردانش منظورشه،که هنوز مجرد هستند ،وهم سن خودش ،گفتم مگه اون ها رابطه دارم گفت آره هر وقت بی کار بشن از سر کار میرن کارشون رو انجام میدن،شوهرم مکانیکه،از اون روز همش دلم شور میزنه میگم نکنه شوهر منم باهاشون بره بچه ها خیلی حسه بدیه وقتی زنگ میزنم میگه رفتم تا فلان جا وسایل بگیرم استرس میگیرم ،شما شوهرتون همچین همکار هایی دارن،یا اگه تجربه مشابهی دارین بگین لطفا