اخ دلم میخواد الان میتونستم میرفتم حرم امام رضا کنار پنجره فولاد مینشستم . مشبک های پنجره رو محکم میگرفتم و بعد های های گریه میکردم . تمام درد دلم را به امام رضا میگفتم . اینقده مینشستم و گریه میکردم تا بتونم دوباره خود واقعیمو پیدا کنم .
زندگی داره به ما لبخنــــــــــــــــــــــــــــــــد میزنه
مایا جونم با اجازت وبلاگتو خوندم . من و تو همدردیم . برات دعا میکنم با قلبی شکسته . با چشمانی اشکبار با اغوشی خالی از فرزند . امیدوارم تو هم به زودی مث همه مادران این سرزمین طعم واقعی مادر بودن را بچشی .
التماس دعاااااااااااااااااا
زندگی داره به ما لبخنــــــــــــــــــــــــــــــــد میزنه
باشه چشم...بچهه ها چشام پر اشک شده.....من کیم که برای شما دعا کنم منم گناهکارم فقط یه ادمم مثل بقیه ....از خدا میخوام از امام رضا میخوام کمکمون کنه اسم همتون یادم میمونه چشم شیما چشم ضحی جان