عزیزم منم لیسانسم تو بهترین دانشگاه.ولی بیکارم چون کار واسم نیست
چند سال ازدواج کردم بخاطر شرایط اقتصادی بچه نمیاریم ولی دیگه بیخیال شدیم چون اوضاع بهتر نخواهد شد ..سپردیم دست خدا ..گفتم خدایا ما هیچکاری از دستمون برنمیاد ولی بچه میخوایم خودت دستمون رو بگیر .
کار شوهرم هیچ تعطیلی نداره .خیلی دوس دارم ب خودم از همه لحاظ برسم ولی حقوق شوهرم اونقدر نیست ..
ولی باهمین تفریحات کوچیک سعی میکنیم بهمون خوش بگذره .ناهار رو مثلا تو پارک میخوردیم البته وقتی هوا بهتر بود.عاشق گشتن تو پلاسکوها هستیم
گاهی اوقات خندم میگیره ک چقد ساده ام ک با این چیزای کوچیک خوش میشم ..ولی بهش فکر نمیکنم ..میگم بعدا ان شالله شرایط بهتر میشه ..حتی گاهی با این شرایط سخت پس انداز هم میکنم
فعلا سعی کن با همین اتفاقهای کوچیک زندگیت خوش باشی ...شاید سال دیگه اوضاع بهتر شد
من حرص زیاد خوردم فایده نداشت ..این راهو تو ادامه نده