2777
2789
عنوان

لباس گمشده 😐

| مشاهده متن کامل بحث + 2202 بازدید | 92 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم  مادر بزرگم  یه گوشواره  واسه خواهرم  خرید یهو غیب شدن از خونه مون  انق ...

خخخخخخخخخ 😂😂😂😂

 خداجونم مواظب تودلــ❤ــــی نازم باش 🙏آبجی حلماش منتظرشه💕💫خداجون به حق شش ماهه امام حسین دامن همه ی منتظرا سبز بشه 💫 نی نی های منم واسم حفظ کن🐣🐥✨✨اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم ✨✨

منم دوبار مانتوهام گم شد بعد چند ماه خونه عمم سر درآورد بهشم گفتم عمه این مانتوی کیه گفت واسه مریمه داداشش خریده.اولی رو چیزی نگفتم ولی دومین بار بهش گفتم مردمو خر فرض نکن عمه جان🙄

هنوزم وقتی میخندی دلم از شادی میلرزه...
زنگ زدم حموم بود  متمانم گفت زشته ولش کن گفتم وقتی اعتماد داریم ک ندزدیدن چرا نپرسم

منم همچین اتفاقی افتاده واسم بعدازکلی تهمت زدن اطرافیان ازش پرسیدم گفت همون موقع بهت گفتم خودت گفتی مال شمااونجابودکه فهمیدم کارداداش خودم بوده آخه صدامون شبیه همه پشت تلفن آون نشناخته

لطفابراشفای مادرم دعاکنید
اواخر هم خیلی افسرده شده     کاری هم از دست من برنمیاد که براش انجام بدم

تو خونه تنها میمونه؟؟؟؟یکی از اشناهای ما خونشون داشتن ینی اشنا نبود تو شهرمون معروف بود اون خونه اخر پسر کوچیکشون خود کشی کرد از دستشون  حتی نامه نوشته بود ک واس چی این کارو میکنه 

عزیزم من با بارونی و شال میرم با چی برمیگردم اگ جا بذارم!!!! در ضمن میگم استفاده شدس 


خب اگه خودشون برداشته بودن که دوباره نمیزاشتن به دست شما برسه که خودشونو خراب کنن.خودتم که میگی نه دزدن نه نیازمند.

یه بار یکی از پیرهنای منم گم شد.بعدا تو خونه خالم دیدم.گفتم این پیرهنه منه؟خالم گفت نمیدونم از کجا اومده .چطور اومده خونه ما

بعد از کلی فکر کردن مامانم یادش اومد که یه بار بچه خالم تو بغل خالم خونه ما خالمو خیس کرده بود.مامانم پیرهن منو داده بود به خالم .اونم حواسش پرت شده رفته خونه دراورده دیگه یادش نمیومد مال کیه


من دو سه سال پیش یه گیره روسری داشتم روش یه پروانه‌ی نقره‌ای نگین نگینی بود بعد پروانه‌هه کنده شد ولی چون خشگل بود نگهش داشتم ولی گم شد...دیگه من هم یادم رفت تا این‌که امسال یه بار سر مزار می‌رفتم چندتا شمع وارمر که تو اتاقم داشتم رو کنارشون پاپیون زدم بردم گذاشتم سر مزار بعد شمع‌ها رو روشن کردم وقتی آب شد و رنگ شمع آب شده هم که بی‌رنگه و شفافه یهو دیدم اون پروانه‌ نقره‌ایه کف یکی از شمع‌ها چسبیده وسط شمع ذوب شده😲😲😲😲😨😨😨😨😨😰😱😦😵😳🤔🤔

💙صدا کن مرا... 

من دبیرستان بودم اونموقع یک نوار گوگوش داشتم که خیلی بهش وابسته بودم بعد یهو گم شد هی راه رفتم به برادرم میگفتم تو برداشتی آخه چند بار گفته بود این رو بده من به دوستم بدم کپی کنه من نمیدادم. بعد دو هفته خواب دیدم که افتاده لای پره های شوفاژ. صبح بلند شدم بین پره های شوفاژ رو نگاه کردم اونجا بود


هیچ نیرویی، قوی تر از میل به آزادی نیست.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز