امشب دعوای شدیدی بخاطر برادر شوهرم با شوهرم کردم خدامرگم بده بچم خیلی گریه کرد خیلی سرشب همش گیردادم بهش چرا با برادرت کار میکنی تو قول داده بودی کاری ندارم بهش رفتی آوردیش یه دفعه آتشی شد اینقدر داد زد گفت یا کینه رو بذار کنار یا من این زندگی و نمیخوام از این به بعد بخاطر بچم حتی گریه هم نمیکنم اخه امشب خیلی ضربه خورد همش از برادرشو وخانوادش طرفداری کرد میدونم مقصرم تا حدودی ولی اونم بی تقصیر نیست چجوری دلم و صاف کنم از برادرش بچم داره نابود میشه