عاقا داشتم از جایی میومدم خونه 😐
دیدم یکی از فامیلا دم دره
حالا من میخوام برم دربزنم اونم پشت دره
اون رو بروی من
منم پشتمو نمیدیدم 😐 یعنی کلا تو فکر ی چیزی بودم ذهنم درگیربود
گف عه کی اومدی 😄
گفتم الان اومدم دیگه😐
گف سلام
گفتم سلام😐دیدم نگاش رف اونور😥🤕😭نگو با پشت سریمه😣😣 قشنگ ضایع شدم
کلیدم نداشتم
تا در باز شد خودمو انداختم تو😐
😂😂😂 حالا میدونم کلی میخندن ازم☹️😂
فکنم تا مدت ببینمشون تو افق محو شم😐
نیلای_ضایع_میشود😐#