صبح تاشب توخونه تنهام نه بچه دارم نه سرگرمی نه دوستی با فامیلا رفت وآمد ندارم امروز شوهرم زودتر ازکار برگشت بهش گفتم توخونه حوصلم سررفته بریم گردش حالم عوض بشه ولی نیومد دعوام کرد گفت به من چه تو خونه حوصلت سرمیره من کار دارم نمیتونم جایی ببرمت ازخونه زدبیرون😔😔 ولی همیشه واسه خونوادش وقت داره صبح تاشب درخدمتشون باشه صداش درنمیاد نمیدونم باهاش چیکارکنم😔😔