تو عقدم من خونه مادر شوهرم نمیخابیدم یعنی خوشم نمیومد ولی اونا خیلی میگفتن که بخاب یه روز که خانوادم رفتن مسافرت من تنها بودم به اصرار شوهرم موندم شب خونشون بعد ما دوتا تو اتاق خوابیده بودیم بردارشوهرم و مامان و باباش تو سالن حالا مگه من خوابم میبرد 😅تشنم شد پاشدم رفتم اب بخورم خیر سرم پام گیر کرد به برادر شوهرم پرت شدم رو پدرشوهرم 😂😂 جا پرید بیچاره برادر شوهرمم قهقهه میزد 😒 اب شدم رفتم تو زمین شوهرمم امد بیرون اونم هی میخندید دیگه توبه کار شدم بمونم انجا😅😂
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
دوران مجردی یه بار با سه تا از دوستام رفتیم خرید سه چهار تا پسر خوشتیپ یهو برگشتن گفتن اونی ک کفش قرمز پاشه از همتون خوشگل تره مام همچنان عین وزغ نگا کردیم ب کفشمون بعد فهمیدیم هیچکدوممون کفش قرمز پامون نیس 😐😐😐 پسرا ریده بودن از خنده
من مدرسه که میرفتم همیشه سرکلاس به این فکر میکردم پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه 😐😆