2821
2789
عنوان

زندگی من

362 بازدید | 32 پست

چهار ساله که ازدواج کردم، چند ماهه که متوجه شدم همسرم بچه که بوده بیمار میشه بخاطر سهل انگاری پدر و مادر ش بخاطر یه بیماری ساده که خیلی راحت درمان میشده ولی نشده ، دچار ضعف عضلانی شده به مخچه ش هم آسیب رسیده، این باعث شده رفتاراش به سنش نخوره، یکم رفتارش خامه مثل پسر بچه ها.

همسرم رو خیلی دوست دارم، خیلی مهربونه اهل هیچ برنامه ای هم نیست

پدر شوهرم بازنشسته سپاه و کاملا مرفه. سه تا خونه داره سه تا مغازه

شوهر من پسر بزرگشه و بیکار، بخاطر ضعف عضلانی که داره هرکاری نمی تونه انجام بده

مستاجر هستیم با کارگری شوهرم و خودم کرایه خونه و خورد و خوراکمون جور میشه، درسته به سختی و خداروشکر جور میشه

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

پس چطور متوجه شدی 

جان مادر بعد از ۴ سال انتظار آمدی 😍خداوندا به کدامین ثواب مرا لایق زیباترین احساس،بزرگترین نعمت و با شکوه ترین لحظات دانستنی.... خداوندا بگذار در این احساس زیبا بمانم ،بگذار شاهد تولد دوباره خویش باشم ....بگذار آرام باشم ...ب کدامین ثواب مرا اینگونه عاشق کردی ...فاش میگویم این حس را تاکنون لمس نکرده بودم ...اینگونه عاشقی  کردن را خودت ب من آموختی...احساس خودت ب تمام بنده هایت ...آری حس مادری ام را میگویم 

خیلی کار کردم از وقتی که ازدواج کردم، کارهایی که واقعا در شأن من نبوده، ولی برای گذران زندگی مجبور شدم، از تدریس تو زبانکده و پیش دبستانی بگیر تا شستن دستشویی مردم نظافت خونه دیگران

واقعاچراباهاش ازدواج کردی تولیسانس داری یاموقع حرف زدن متوجه نشدی اینجوریه

هیچگاه  نه  به کسی  بخندید نه  فضاوتش  کنید  هرگز   نمیدانید  شاید  روزی  شما  هم  در  همان  شرایط  قرار  بگیرید
واقعاچراباهاش ازدواج کردی تولیسانس داری یاموقع حرف زدن متوجه نشدی اینجوریه

متأسفانه پدر من بسیار آدم مستبد و خشکی هستن، واقعا برای فرار از جو خونه ازدواج کردم، هر روز دعوا و درگیری هر روز تنش ، 

چ پدر شوهر گدایی داره پول و خونه داره و ب بچش کمک نمیکنه🙄

جان مادر بعد از ۴ سال انتظار آمدی 😍خداوندا به کدامین ثواب مرا لایق زیباترین احساس،بزرگترین نعمت و با شکوه ترین لحظات دانستنی.... خداوندا بگذار در این احساس زیبا بمانم ،بگذار شاهد تولد دوباره خویش باشم ....بگذار آرام باشم ...ب کدامین ثواب مرا اینگونه عاشق کردی ...فاش میگویم این حس را تاکنون لمس نکرده بودم ...اینگونه عاشقی  کردن را خودت ب من آموختی...احساس خودت ب تمام بنده هایت ...آری حس مادری ام را میگویم 
2823
2791
2779
2792