بچه ها من عادت ندارم به خونه آپارتمان انگار توش خفه میشم الان تو بهمنی بوشهر تو یه ویلایی سیصد متری زندگی می کنیم شوهرم میگه بفروشیم بریم تهران توی آپارتمان زندگی کنیم گفتم نه حالا قهر کرده چکارش کنم
کاش ما خونه ویلایی داشتیم هر جا بگو بوشهر هنوز همسایه بالایی و بغلی ناجور ندارید. هنوز تو ترافیک نموندید چند ساعت. هنوز سرب تنفس نکردید. من چندتا از دوستام رفتن از تهران. با این که تهرانی بودن. حتی رفتن روستا. برای چکاب دکتر و متخصص چندماهی یکبار میان و می رن.
وای گفتی من تهران نیستم اما طبقه بالامون خیلی سروصدا داشتن باور کن فکر میکردم تو خونه اسب رام میکنن ...
آخ آه میدونم چی میگی، خونه قبلی ما هم بالایی ها دیوونه مون کرده بودن، یه نوه بیش فعال داشتن که شبانه روز خونه اینا بود و تو خونه میدویید و جیغ میکشید، همسایه بغلیمون هم یه خانواده پرجمعیت بودن و هر روز خدا هم مهمون داشتن، یعنی منو روانی کرده بودن، ۶ ماه بیشتر نتونستم تحمل کنم، بعنی واقعا داشتم ناراحتی اعصاب میگرفتم
مردم شهری که همه در آن میلنگند، به کسی که راست راه میرود میخندند!!! 😏