
از آخرین باری که دیدمت 8ماه گذشت...
وقتی از پله های ایوون ما پایین رفتی داشتم به کفشای نویی که پات بود نگاه میکردم که یادم بمونه بهت بگم کفشات خیلی خوشگل بود...
اگه میدونستم آخرین باریه که میبینمت فقط به چشمات نگاه میکردم💔
میدونم که به اندازه من سختی کشیدی عشق راه دورم میدونم که اذیتت کردن میدونم که مجبور شدی منو تنها بذاری...
8ماه عکس پروفایلت رو عوض نکردی
دیشب قبل خواب عکسای قدیمتو دیدم و به عکست گفتم دلم برات تنگ شده
امروز دیدم عکستو عوض کردی
اشکام بند نمیاد...
خوشحالم که حالت بهتره...
راستی حرف تکراری همیشه:کاش پدرت بدونه هیچوقت نمیبخشمش💔