دارم از شوهرم طلاق میگیرم.
شوهرم با بچه هام که از شوهر اولم بودن بد رفتاری میکرد و اخرین بار هم دخترمو گرفته بود به باد کتک جوری که تمام تنش سیاه و کبود بود.
دخترم ازش شکایت کرد و منم درخواست طلاق دادم چون واقعا زندگی باهاش سخته. دیوونه و عصبی بود. تو این مدت که برگشتم خونه مادرم و درخواست طلاق دادم ندیدمش اما شوهرم چندبار اومد که باهام حرف بزنه اما من راضی نبودم تا اینکه غروب با مادرش اومد جلوی در خونمون و داد و بیداد راه انداختن. شروع کردن کولی بازی که دختر شما پسر مارو گول زد الان میخواد مهریه بگیره پسر منو تیغ بزنه و کلی از این جور حرفا.
برادرم هم عصبانی شد با شوهرم دعواش شد و همدیگه رو زدن کلانتری اومد بردشون امشبو هم برادرم هم شوهرم بازداشتگاه میمونن،مادرشوهرم منو نفر میکرد میگفت ایشالا داغ بچه هاتو ببینی که بچمو گول زدی ابروتو جلوی همه میبرم.
از غروب تا الان دارم گریه میکنم فقط اینحا میتونم در و دل کنم.😔😔