بازهم من امشب مینویسم و تو نمیخونی و نمیبنی
نمیدونم یادته یا نه ولی من خوب یادمه همیشه بهم میگفتی انقدر لباتو نکن و چقدرم از این کار متنفری میدونم خیلی سعی کردم به خاطر تو این عادتو نداشته باشما ولی نمیشه امشب انقدر فکر کردم که یهو لبم خون اومده
فکر کردن به تو همیشه سخته دیدی حتی با درد و خونریزی هم همراهه🙂
میدونی خیلی دلم میخواست الان داد میزدم و بهت میگفتم اره دوست دارم راحت شدی نمیتونم بدون تو زندگی کنم بسه دیگه یکم بفهم
ولی نمیتونم و فقط واست مینویسم و تایپ میکنم
میدونی این حسمو اسمشو نمیدونم چی بزارم که هم دوست دارم هم اذیتت میکنم هم ...
شاید من دیوونم
میدونی ای کاش همه چی شبیه کارتونا بود شاید اون موقع همه چیز اسون تر بود
من کلی نامه واست نوشتم که تو هیج وقت نمیتونی بخونی چون تا چند روزه دیگه همشون میسوزن و میرن پیش خدا شاید خدا یه کاری کرد واسمون نه؟؟
نمیدونم کسی این حسو تجربه کرده یا نه ولی دوست دارم زودتر شب بشه چراغا خاموش شه تا بتونم باز تو خیالم کنارت باشم
خودت میگفتی عشق تو چشمیه که وقتی بستس هم رویاتو میبینه
پس چرا عشقو تو چشام ندیدی
تروخدا وقتی یه حرفی میزنی یه متنی میزاری بگو متعلق به کیه انقدر منو امیدوار نکن به خودت
میدونی الان که دارم فکر میکنم من و تو در کنار هم مثل خدا و بنده ایم تو خوبی اما من نه مثل یه دختر ۱۰ ساله که عاشق یه مرد ۳۰ ساله شده همینقدر عجیب
خدایا شاید به صلاحم نیست میدونم ولی اگه بزرگترین گناه دنیا هم باشه بهم اونو بده
فوقش میرم بهشت پرتم میکنن بیرون☺
بزار پیش اون باشم اما گناه کار ترین بندت☺
راستی عشقم واست ارزو میکنم رویاهات براورده شن
امشب زیاد نمیتونم خوب جمله بنویسم و واست لفظ بیام میدونی این قرصا انقدر بی حسم میکنه که یه شبا اصلا حس گریه کردنم ندارم
الانم مغزم نمیکشه به جایی ولی بدون اینو من قطعا با خاطراتت زندم هرچند کمه ولی واسه من بسه همینقدر
اینم بدون تو اگه موهات رنگ برفم بشه بازم من کنارتم و اگه خدایی نکرده حتی قطع نخاعم بشی دور از جونت بازم کنارتم
بازم میگم مواظب دنیام باش که خلاصه شده تو چشات