چرا مادر من اینطوریه.دیشب سر مهمونی نرفتن باهاش دعوا کردم حالا بماند دختر صابخونه هم نرفته بود از صبح دارم باهاش حرف میزنم از دلش در آرم .امروز رفتم لباس نامزدی خریدم با ذوق و شوق بهش اوردم نشون بدم فقط نگاش کرد و اخم کرد....خیر سرم لباس نامزدی خریدم....کاش زن و مردا اول بالغ بشن بعد بچه دار بشن😕