سلام دست همسرمو عمل کردن عصری امشبم نگهش داشتن میگن باید بمونی بیمازستان . هر چی ازش پرسیدم گفت با دوستم تو خونه بودیم . زنگ زد ب یکی از دوستاش هم صداشو زد ایفون دوستم حذف همسرمو تایید کرد گفت همسرم میخاسته بره حموم رفته لامپو عوض کنه یهو ترکیده دستش خون میومده نمیومده دکتر میگفته چیزی نیس . دوست همسرم خورد شیشه ها رو جمع کرده . بعدش رفتن بیمارستان . اینو از زبون دوتاشون شنیدم . ولی باورش نکردمم . حس میکنم دروغ میگه چون وقتی حرف میزنه با ترس میگه همش قسم میخوره ... نمیدونم این بود چیزی ک فهمیدم گفتم ب شمام بگم
تیکر تولد دوسالگی عشقم دخملم . بسلامتی همه نی نی ها صلوات