2777
2789
عنوان

کمک لطفا

84 بازدید | 9 پست

سلام خانوما .. بنده یه اشتباهی کردم که نمیتونم الان چجور جمعش کنم خودمم میدونم که بی سیاست بودمو اشتباه کردم پس لطفا نصیحت و سرزنشم نکنید

 من اواخر دوران بارداریم بود با همسرم دعوای بدی کردم ک گریه کردم . روز بعدش رفتم دکتر.و چون مطب دکتر نزدیک خونه مادرشوهرم بود اونم اومده بود و وقتی چشمای باد کردمو دید فهمید کلی گریه کردم و اصرار که چیشده .. منم خر شدم از دعواهامو مشکلاتم با همسریو بهش گفتم...

حالا هر وقت منو میبینه به روم میاره و با اینکه مشکلاتم داره کمتر میشه خداروشکر ولی یادش نمیره

همش میپرسه باهم خوبین؟؟ دعوا نمیکنید؟؟ همه چی امن و امانه؟؟؟ الان دیگه اذیتت نمیکنه و ..

چجور بهش بفهمونم خالت نکنه و دهنشو ببنده و دیگه ازم نپرسه

چجور بگم که یادش بره اون دعوارو

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

بهش گفتم خداروشکر اون مشکل حل شده ولی بازم میپرسه..  مثلا بار آخر گفت الان اذیت نمیکنه منم گفتم نه خداروشکر باز گفت اگه اذیتت میکنه بگو باهاش حرف بزنم هی میخاد کشش بده.. یا یبار شکمم درد گرفته بود گف نکنه باز دعوا کردین.. اخه چه ربطی داشت

شاید واقعا نگرانت....اگ تا حالا چیز بدی ندیدی ازش،سر به سرش نذار...بالاخره،اون مادر همسرتون هست

دیدم.. به ظاهر دوسته ولی ازینکه شوهرم با من خوب نباشه همچین بدشم نمیاد یا یک جایی که برام خرج بکنه ناراحته.. کاش دلسوزیاشو جدی نمیگرفتم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108