من یه فامیلی داشتم هر وقت با شوهرش بحثش میشد میرفت به مامانش میگفت
مامانشم همش میگفت طلاق دخترمو بده
بعد اونا آشتی میکردن یادشون میرفت
انقدر به این کارش ادامه داد که الان داره با شوهرش به خوبی زندگی میکنه
ولی مادره دیگه چشم دیدین دومادشو نداره
یعنی متنفر ازش