من ۴۵ روزه سزارین کردم و الانم یکمی لکه بینی دارم با شوهرم نزدیکی کردم و..... ب نظرتو باردار میشم خییییلی حالم بده چکار کنم
من همونیم ک این آخریا صدای خنده بچه ها آزارم میداد😔😔😔😔همونیم ک وقتی یه مادر بچه اش رو بغل میکرد حالم بد میشد 😟😟😟😟همونیم ک تو چشمای شوهرم نگاه میکردم که ببینم عکس العمل شوهرم با دیدن بچه های بقیه چیه تا جنگ و جدال راه بندازم بگم منو طلاق بده برو یه زنی بگیر ک برات بچه بیار😢😢😢😢😢 این آخریا دیگه اشک نمی ریختم واسه مادرشدنم 🙁🙁🙁🙁این آخریا دیگه دعا نمیکردم حتی نمیخاستم فکر کنم ک منم یه روزی مادر میشم😧😧😧😧 این آخریا کارای خونم رو انجام نمیدادم میگفتم این زندگی ک موندگار نیست چرا براش تلاش کنم😯😯😯😯 با خدا لج کرده بودم از همه چیزو همه کس نا امید و خسته شده بودم دیگه چشمام اشک نمی ریخت😞😞😞😞 تا عید ۹۷ خدا سورپرایزم کرد بهم عیدی داد من باردار شدم و تولد دخترم درست روز تولد خودم بود خدا پیشاپیش برام کادوی تولد فرستاد مگه میشه بهتر از این من ب دستای خدا خیره شدم معجزه شد نا امید نشین همین😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
عـشق مامان قربونت بشم من قبل به دس آوردنت كلي امپول زدم الانم كه انسوليني شدم😔همه اينا فداي يه تار موت😔فقط بهم قول بده قلبت برامون مثه ساعت بتپه و سلامت باشي نفس مامان❤️نفـسكم ما منتظر شـنيدن صـداي قلبت هستيم❤️
واسه حل گره های زندگیم یه صلوات میفرستین .اللهم صل علی محمد وآل محمد وقتی تو امضاتون میزنین صلوات من میفرستم براتون فقط حال ندارم اعلام کنم😄❤ من مطمئنم خونه ام سه تا اتاق داره با یه حیاط که توش حوض داره تابستونا میخوابیم داخلش😍و یه آشپزخونه ی بزرگ و خوشگل من تو اون خونه نفس میکشم وخوشحالم و بچه هام سالم وسلامت بزرگ میشن من مطمئنم خدایا کمکم کن 😍یا نُورُ یا بُرْهانُ، یا مُبینُ یا مُنیرُ، یا رَبِّ اکْفِنی الشُّرُورَ وَ آفَاتِ الدُّهُورِ وَ أَسأَلُکَ النَّجَاهَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ❤️بسم الله الرحمن الرحیم اَلحَمدُللهِ الّذی عَرَّفَنی نَفسَهُ وَ لَم یَترُکنی عُمیانَ القَلب اَلحَمدُلله الّذی جَعَلَنی مِن اُمَّهِ محمد صَلی الله عَلَیه وَ آله اَلحَمدلله ِ الّذی جعلً رِزقی فی یَدِه وَ لَم یَجعَلهُ فی اَیدی النّاس اَلحَمدللهِ الّذی سَتَرَ عُیوبی وَ عَورَتی وَ لَم یَفضَحنی بَینَ النّاسِ.❤️ ماشاالله ولا حول و لا قوه الا بالله❤️
من همونیم ک این آخریا صدای خنده بچه ها آزارم میداد😔😔😔😔همونیم ک وقتی یه مادر بچه اش رو بغل میکرد حالم بد میشد 😟😟😟😟همونیم ک تو چشمای شوهرم نگاه میکردم که ببینم عکس العمل شوهرم با دیدن بچه های بقیه چیه تا جنگ و جدال راه بندازم بگم منو طلاق بده برو یه زنی بگیر ک برات بچه بیار😢😢😢😢😢 این آخریا دیگه اشک نمی ریختم واسه مادرشدنم 🙁🙁🙁🙁این آخریا دیگه دعا نمیکردم حتی نمیخاستم فکر کنم ک منم یه روزی مادر میشم😧😧😧😧 این آخریا کارای خونم رو انجام نمیدادم میگفتم این زندگی ک موندگار نیست چرا براش تلاش کنم😯😯😯😯 با خدا لج کرده بودم از همه چیزو همه کس نا امید و خسته شده بودم دیگه چشمام اشک نمی ریخت😞😞😞😞 تا عید ۹۷ خدا سورپرایزم کرد بهم عیدی داد من باردار شدم و تولد دخترم درست روز تولد خودم بود خدا پیشاپیش برام کادوی تولد فرستاد مگه میشه بهتر از این من ب دستای خدا خیره شدم معجزه شد نا امید نشین همین😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘