ازدواج دومم هست یک دخترازازدواج اولم دارم 1سال بعدازدواج اولم تصمیم گرفتم بچموبدم باباش البته بچه پیش من نبود اصلا دلش نمیخواست بره ولی باچاخان راضیش کردم 1ماه رفت خونه مادربزرگس یک روزکه خیالم ازهمه چی جمع شده بودخواهرم زنگ زدکه بچت باماموراومده درخونه من
خب ادم از همون اول میفهمه که ایا با این فرد خوشبخت میشم یا نه از اخلاقش از رفتارش تا اینکه یه دختر بچه یه ساله ویلونو سیلون تو خیابونا بیافته بعدشم تو اگه بچتو بخوای الان همین گم شدن بچه دلیله که حضانت بچه رو بگیری