داشتم باهاش تلفني حرف ميزدم مامانشم تو ماشين بود
مامانش يه لحظه پيدا شد شروع كرد كه عاشقتم و اينا
منم گفتم مرد بودي پيش مامانت ميگفتي انصافا شوخي كردم چون به محض پيدا شدن گفت
اونم تا مامانش برگشت گفت مامان نسرين بهم ميگه اگه عرضه داري پيش مامانت بگو عاشقمي 😐😐😐😐😐😐😐😐😐 وسط حرفش ده بار گفتم نگوووو خواهش ميكنم نگوو
منم قهر كردم الان اون چي فكر ميكنه با خودش ميگه دخترئه چقد پروئه البته مامانش گفت منم دوست دارم
اما الان چي فكر ميكنه با خودش اه 🙁