چ مادرشوهر پرویی داری...
نه من نه جاریم میریم خونشون از جامون اصلا بلند نمیشیم ,
شاید من موقعه جمع کردن سفره دوتا پشقاب ببرم آشپزخونه بزارم ولی اون اصلا بلند نمیشه...
استاتر من اول اینقدر خنگ بودم کار میکردم براشون ,اینقدر سو استفاده کردن ازم اگه تعریف کنم ها میگی خاک توسرت
وقتی دیدم جاریم اینجوریه و ازجاش بلند نمیشه و هفته ی یکبار میاد خونه مادرشوهرم منم دقیقا هرکار جاریم میکنه رو میکنم ,یعنی یجوری الگوم شده
فهمیدم باید مثل اون باشم تا با احترام باهام رفتارشه
منم دیگه هیچ کاری نکردم , و تاجایی که تونستم مثل اون هفته ی یکبار میرم خونشون , جاریم واقعا رفتارش عالیه ,همیشه دوست داشتم جای اون باشم