2777
2789
عنوان

يلداي مزخرف

2548 بازدید | 149 پست

ديشب به اصطلاح يلداي بود تو خونه ي مادر شوهر

قبل اينکه برسيم جناب شوهر رفت دلتون نخواد جوجه و اين چيزا خريد که درست کنه 

تا رسيديم شوهرم گفت زود باش تو برنجو بزار مادر شوهرمم واسه خودش لم داده بود بعد مادرشوهرم گفت برنجم بزاريم منم گفتم منکه برنج نميخورم شما ميخوايين واسه خودتون بزارين

بعد دوتا سيني انار بزرگ کذاشت جلو من که دون کن بله دو ساعت نشستيم دون کردم مادر شوهر گراميم انگار تو خونه ي خودش مهمونه ،بعد که شوهرم داشت تو حياط جوجو درست ميکرد برادرشوهرام نشستن ميوه و تخمه خوردن به منم گفتن بيا بخور منم گفتم صبر ميکنم تا شوهرم بياد گفتن بابا تخمس ديگه داشتيم فيلم نگاه ميکرديم يهو شوهرم اومد تو نگاه کردم به منو گفت خيلي نديد بديدي تا حالا ميوه و تخمه نديدي داري تند تند ميخوري حالا پوست تخمه مال برادرشوهرم بود گذاشت جلو من که منم بخورم چرا واينسادي منم بيام منم اشک تو چشمام جمع شد نخواستم جلو اونا چيزي بگم همرو ريختم تو خودم رفتم کنار نشستم

شیر با دیدن ترس تو درنده تر میشود...

   همه چی یه طرف بی ادبی شوهرت یه طرف...به وقتش ادبش کن تا یاد بگیره چطور صحبت کنه باهات

هر چه اید به سرم  باز بگویم گذرد                                     حیف ازین عمر     که با می گذرد، می‌گذرد    💔💔

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وای خدای من چرا دیشب این مردا همچین شده بودن‌آخه وای وای چقد حرصم میگیره کاش این‌یلدا منسوخ میشد

کاش یاد بگیریم واسه خالی کردن خودمون دیگرانو لبریز نکنیم .مشت ناراحتیامونو تو دهن کسی که مقصر نیست نزنیم 

یلدا همین چیزاش بیخوده بخدا 

دور هم جمع میشی ک بگی بخندی دو دقبقه از مشکلات فاصله بگیری متاسفانه مشکلات بیشتر میشه 


بعضی مادرشوهرا هم ک  عروس و ب چشم کلفت و نوکر میبینن بزار ی روز از سال این طفلک هم میاد عین مهمون بشینه

سنگ اگر کاسه ی زرین شکند  ‌‌    ارزش سنگ نیافزاید و زر کم نشود
وای خدای من چرا دیشب این مردا همچین شده بودن‌آخه وای وای چقد حرصم میگیره کاش این‌یلدا منسوخ میشد

مردا همیشه ننشونو میبینن شیر میشن😒

هر چه اید به سرم  باز بگویم گذرد                                     حیف ازین عمر     که با می گذرد، می‌گذرد    💔💔

بعد جوجه اماده شد سفره رو انداختن همه گفتن پس برنج کو شوهر من رو به من گفت چرا برنج نزاشتي انگار وظيفه ي شخصي من بود مادر شوهرم سريع برگشت گفت گفتم بزاريم زنت گفت نه نميخواد منم گفتم من نميخورم شما براي خودتون ميذاشتين

شیر با دیدن ترس تو درنده تر میشود...

ولی استاتر. عزیز بعدا حتما شوهرتو شیر. فهمش کن یا یبار. همین مدلک ضایعت کرد جلو. مادرت ضایعش کن تا حساب کار دستش بیاد ی

سنگ اگر کاسه ی زرین شکند  ‌‌    ارزش سنگ نیافزاید و زر کم نشود
بعد جوجه اماده شد سفره رو انداختن همه گفتن پس برنج کو شوهر من رو به من گفت چرا برنج نزاشتي انگار وظي ...

خوب گفتی 

باید.  اینم اضافه میکردی وا کسی ک دستور. داده جوجه بگیر. بیا برنجشو. از قبل میزاشته

سنگ اگر کاسه ی زرین شکند  ‌‌    ارزش سنگ نیافزاید و زر کم نشود
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792