همسرم بنا به شغلشون شهر دیگه هستن و من خونه پدرم اومدم.... کارشون خیلی سنگینه... شب ها به محض اینکه میان اسایشگاهشون خوابش میبره. مخصوصا تو این هفته سرشون فوق العاده شلوغ بود....و نتونستیم با هم زیاد صحبت کنیم.... اول بگم همسرم فوق العاده خوبه خدا روشکر. مقید و مذهبی هست... ازدواجمون هم در قالب مذهبی ولی در اصل عاشقی بود....
هستید بگم؟