2777
2789
عنوان

خدا لعنتم بکنه

229 بازدید | 13 پست

امروز نامزدی دوستم بود خونشون منم بچم خابوندم تو اتاق دوستم مادر دوستم اونجارو قفل کرد کیلید داد دست من که سر بزنم به پسرم هی سر زدم هیچ اما 20دقیقه غافل شدم دیدم خالم رفت سری گفت پسرت بیدارشده صداش مباد از خیلی وقته بیدار بوده ترسیده همش میگفت من گم شده یودم مامان 3سالشه 

الان که خونه اومدم همش یادش میاد با بعض گریه  بهم میگه من گم شده بودم اتاق قفل بود اخه چجوری آرومش کنم دلم کبابه 

پسرهای من معجزه های کوچک من و دلیل مادر شدنم  عاشقتونم 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چیز مهمی نیست ک، تا صبح یادش میره ،بغلش کن واسش توضیح بده بگو در و خودم قفل کردم ک سرو صدا بیدارت نک ...

باش مرسی عزیز 

پسرهای من معجزه های کوچک من و دلیل مادر شدنم  عاشقتونم 

نه فراموش نمیکنه همش تکرار میکنه اون لحظه که بغلش کردم قلبش تند تند میزد نمیتونست حرف بزنه الانم با بغض میگه نمیتونه بگه

پسرهای من معجزه های کوچک من و دلیل مادر شدنم  عاشقتونم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  5 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  5 ساعت پیش