2777
2789

فعلا معلوم نیس

😅😅😅زندگیم الان بین 2 بیت شعر گیر کرده سعدی میگه:  برخیز و مخور غم جهان گذران ، تا پا میشم  حافظ میگه: بنشین و دمی به شادمانی گذران  فعلا نیم خیز موندم تا تکلیفم تو بیت بعدی روشن بشه😅😅😅

خونه مامانم دعوتیم ولی ب خاطر این ک مادرشوهرم ناراحت نشه ۵تا ۷ و نیم میرم خونه مادرشوهرم و ۸تا آخر شب خونه مامانمم قراره پاپ کورن با من باشه لبو با خواهر بزرگم ک تزئین و...میکنه خواهرم ک نامزده و واسش کادو میارن اونم سالاد و ژله و پشمک....مامانمم میوه آرایی و شام سوپم خواهرم میپزه کیکم میارن فال حافظ میگیریم برنامه ی خاصی نداریم بزن و بکوبی نیس 

ذهن های بزرگ درباره ایده ها بحث می کنند، ذهن های معمولی درباره رخدادها، ذهن های کوچک درباره افراد. “النور روزولت”

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ما قرار بود بریم خونه پدرم اینا تدارکم دیدم 

بعد امشب مادر همسرم زنگ زد گفت من فردا میرم خرید گلممد اومد دنبالمون ما شب یلدا همه خونه شماییم 🙄

گفتم خواهش میکنم چشم حتما خوشحال میشیم دور هم باشیم


از طرفی دلم میخواد برم خونه مامانو بابام

از طرفی دلم میسوزه دختر نداره همیشه تنهاست گناه دارن دوتا سن گذشتن حوصلشون سر میره


از طرفی میگم واااا من تدارک دیدم برم خونه بابام نپرسید هستید ؟ نیستید ؟ میاید اینجا ؟ ما بیایم اونجا ؟ خودشو دعوت کرده 


از طرفی میگم خوب خودشو صمیمی دیده منو مثل دخترش روشو زمین ننداز



خلاصه شیطون سمت چپ دستم 

و فرشته سمت راست دستم

دارن به هم فحش میدن نمیدونم چیکار کنم 

اوووف تموم شد 

خدا مرا به اسم کوچک میشناسد. Meow𓃠
خونه ی مادرشوهرم هر سال مادر شوهرم ما رو دعوت میکنه، واسه اینکه من غصه نخورم مامانم اینا رو هم دعوت ...

چه خوب 

نمیدونم چجوری پولش میخواد جور بشه خیلی استرس گرفتم میشه برا جور شدن جهیزیه ام صلوات بفرستین😳
برعکس من دلم میخواست با جمع باشم    

منم جمع رودوست دارم ولی نه جمع خانواده شوهرمو 

کاش یاد بگیریم واسه خالی کردن خودمون دیگرانو لبریز نکنیم .مشت ناراحتیامونو تو دهن کسی که مقصر نیست نزنیم 
جمعه ها تعطیل نیستن ؟

نه بابا البته دست خودشه بازم معلوم نیس همینکه گفته ینی میره دیگه

الهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم من به دستان خدا خیره شدم‌معجزه کرد❤

برنامه ریزی کرده بودیم بریم شهرستان خونه مامانم 

ولی الان اخبارگفت قزوین وشهرای دیگه برف باریده زنجیرچرخم نداریم موندم بلاتکلیف😑😕

میگمــــــا .....طرف همچیـــن خودش ومیگیــره انگار ترکـــــــــــــــــه😍😁یاشاسین تورک یاشاسین ایران😍👍
ما قرار بود بریم خونه پدرم اینا تدارکم دیدم  بعد امشب مادر همسرم زنگ زد گفت من فردا میرم خرید ...

خب دیگه دلشو نشکن آفرین . پدر مادر خودتم دعوت کن . همه باهم باشید

😅😅😅زندگیم الان بین 2 بیت شعر گیر کرده سعدی میگه:  برخیز و مخور غم جهان گذران ، تا پا میشم  حافظ میگه: بنشین و دمی به شادمانی گذران  فعلا نیم خیز موندم تا تکلیفم تو بیت بعدی روشن بشه😅😅😅

ما قرار بود بریم خونه پدرم اینا تدارکم دیدم  بعد امشب مادر همسرم زنگ زد گفت من فردا میرم خرید ...

مامانتینارم دعوت کن 

الهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم من به دستان خدا خیره شدم‌معجزه کرد❤
خب دیگه دلشو نشکن آفرین . پدر مادر خودتم دعوت کن . همه باهم باشید

اخه نمیشه عشقم خواهرم اینا و برادرمم هستن اونا مراسم خودشونو دارن

خدا مرا به اسم کوچک میشناسد. Meow𓃠
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792