2777
2789
عنوان

ناراحتم

107 بازدید | 9 پست

امروز دخترم رو برده بودم کلاس زبان با یکی از مادرای همکلاسیهاش چند باری می شه هم صحبت شدم امروز کنار هم نشسته بودیم ازم پرسید چرا بچه دوم رو نمیاری گفتم که فعلا شرایطش رو ندارم خودتون چرا نمی خواید گفت که من ۲ساله شوهرم براثر سرطان فوت شده خیلی ناراحت شدم می گفت ۲ساله از خونه بیرون نمیام فقط میام دخترمو میارم کلاس و برمی گردیم خونه دو نفری زندگی می کنن خیلی افسرده بود از چشماش غم میباریدمی گفت قدر همدیگرو بدونید   

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

بهش گفتم تقدیر این بوده به خودت بیا گفتم تو الان برای دخترت هم پدری و هم مادر نذار علاوه بر غم بی پدری غصه ناراحتی تورو هم بخوره می گفت دست خودم نیست نمی تونم زندگی کنم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108