بچه هامن یه مشکل بزرگ دارم ک هیچ کاری نتونستم تاالان بکنم..من شوهرم ازیه خانواده ی پول دارهستش وخانواده خودمم اوضاع مالی خوبی داشتن یعنی بابام قبلا شرکت فرش داشت ک بنابه دلایلی ک الان میگم همه روازدست دادمن خیلی تودوران مجردی تلاش کردم ک ولخرجی نکنم واذیتشون نکنم ولی خودبابام عین بچه هاس پولی ک امروزداره روهمه روخرج میکنه وفکرفرداش نیس خیلی واخرجی میکنه اخلاقش خیلی خوبه هاکم خانواده نمیزاره وکلامهربونه ولی کم روزیادی پول حروم کن باشوهرم همکاره بیشتروقتاازشوهرم پول قرض میکنه وشوهرم توی حساب کتاب کمش میزاره یه داداشم دارم ک شغل آزادخیلی خوبی داره وپسربدی هم نیس ولی راه صدساله رومیخوادیشبه بره همش دنبال لقمه های بزرگترازدهنشه وهروقتم کم میاره میادسراغ شوهرم من رابطم قبلا باخانواده شوهرم سراخلاق مادرشوهرم خوب نبودولی یه مدته ک خداییش خیلی خوب شده ومن خیلی ازچیزای خانوادمونمیگم چون خجالت میکشم امادیگه بابام کلاخودش وخراب کرده بسکه کاراش بی برنامس همه میشناسنش گاهی باشوهرم سراین اخلاقاشون دعوام میشه ولی میدونم حق باشوهرمه ولی بازم میگم توکوتاه بیاهروقت هرکاری دارن صداشوهرم میکنن ولی اگه شوهرم کاری داشته باشه زورشون میادانجام بدن دیگه خودمم پی بردم ک داره درحق شوهرم ژلم میشه ازطرفی هم خانوادمن نمیدونم چ کارکنم خستم کردن چطورمشکلموحل کنم