2789
عنوان

یه لحظه بیاید

44 بازدید | 5 پست

سلام.پدرشوهرم ۳هفته هست فوت شده یعنی به قتل رسیده به طرز بدی جوون هم بود.خب الان شوهرم خیلی ناراحته اما زندایش انتظار داره ییلی خوب وعالی مهمون داری کنه والبته هم بدنبود مهمون داریش این کلا ایراد گیره وفقط از تیروطایفه خودش دم میزنه.ودرکلا مادرشوهرم بین دختروداما ش ومنوشوهرم فرق میزاره گفتنی هم قبول نمیکنه.دیشبم شوهرم ازبیرون میاد جا نیست بشینه شوهرخواهرش اهمییت نمیده که جاشو بده به این خب پسر بزرگه اما اینکارو نکرد شوهرم تواشپزخونه تنهابود والبته جمع خودمونی بود بعد زنداییش گفت تو باید بیایی پیش مهمونا بشینی واز این حرفها شوهرم ناراحت که وقتی من میام کسی اهمییت نمیده امادامادشون اومدنی همه بلند میشن وجامیدن بهش از اون ور مادرشوهرم قاطی کرد.

دلم میخواست خففش کنم غرور شوهرم جلوبابام وبقیه شکست گریه کرد.کاش جای پدشوهرم مادرشوهرم میمرد یه ادم نمک نشناسیه که خدا میدونه.از اون ور من هم یه کم حرف زدم برادرشوهرکوچیکم قاطی کر  بانسبت شما گوه هم بهم خوروندکلا قاطیه دستشم باحرص زد دیوار حالا ساعت۱بیمارستان بودن خداروشک  فقط تو این اوضاع دستش نشکست.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792