سخت ..اره خیلی سخت بود ولی ازش گذشتم ..میدونی من مادرشوهرم بود خیلی اذیتم کرد خدا خودش میدونه الانه ی ساله ب رحمته خدا رفته ..ولی قبلنا با خودم میگفتم هیچوقت نمیبخشمش ولی بخشیدمش ...ی وقتایی ک میرفتم خونشون خیلی تیکه منداخت برخورداش خیلی بد بود ..و خیلی واضح نشون میداد اونم جلو همه تقریبا ولی من بازم میرفتم خونشون شاید باهاش صمیکی نبودم ولی بازم خیلی اروم باهاش برخورد میکردم