همه چی خوب بود من خونرو یه عالمه تزیین کردم جوری که شوهرم اومد کلی غافلگیر شد بعد قرار بود بریم یه رستوران لوکس
رفتیم رستوران اولش جا نیود توش کلی دم در وایسادیم رفتیم که تو همسرم حس خوب نگرفت گفت بریم یه جا دیگه گفتم چرا گفت ۱۰دقیق نشستیم کسی اصلا نمیاد منو بیاره بعد تو رستوران بوی قلیون میومد چوم طبقه دومش سفره خونه بعد منو برد یه رستوران دیگه
بعد غذاشو نخورد گفت موندس دوباره رفتیم سفره خونه رستوران قبلی اونجا گفتن جا ندارن رفتیم یه سفره خونه دیگه کلی بارون و ترافیک
خیای اعصابش خورد بود اومدیم خونه بزور چند تا عکس گرفت منم ضد حال خوردم امروزم حوصله نداشت