بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نداشته باشین به نظرم اگه واست لباس کرایه کرد یا خرید شماهم بخرین ....وگرنه پروش نکن...
یاهمون پارچه رو به حساب شوهرت ببر بدوز
همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
عروسی ندارین دیکه بدتر یعنی همین ی جشنه.بهش بگو ببین عزیزمما ک عروسی نداریم من میخوام تو این جشن خوش تیپ و خاص باشم و اون پارچه با اینکه خیلی قشنگه و دوسش دارم دقت کنی خودتم متوجه میشی مناسب این مراسم نیس .من دوست دارم ی لباس جدید واسم بگیری .همین
بگو ی کت و شلوار یا مانتوشلوار سفید یا رنگ روشن ب سلیقه خودت واست بگیرن .و دسته گل و البته این چیزا اصلا زیاده خواهی نیس عزیزم.اگر از الان خواسته هات نادیده گرفته بشه و ی لباس واست نگیرن فردا چه خواهد شد خدا داند
اصلا فهموندنی نیس خیلی پیش پا افتادست .ی کار تقریبا وظیفه ماننده .ناراحت نشو ولی واسن یکم عجیبه .نباید اینطوری باشه.اگر راحت حلش کردی ک هیچی اگر دیدیی ماجرا دار شد ی تجدید نظری داشته باش ب نظرم .نه واسه لباسا واسه مسئله خسیس بودن و ندونستن وظیفه و اینکه ب نظرت بی اهمیته و احتمالا خانوادش دارن یادش میدن رو میگم