یبارم بچه خواهرشوهرم بغلم بود ی پسر از بغلم رد شد لپ دختر خواهرشوهرمو کشید دختر خواهرشوهرم خندید من لبخند زدم پسره در حینی ک رد میشد رو ب دختر خواهرشوهرم ک اونموقع۱ سال و نیمش بود گف جووون🤮🤮نی نی کوچولو چ مامانی داری
حیف ک بچه بغلم بود حیییف وگرنه جفت پا میزدم تو دهنش بیشور کثافتو آخه ب من میخوره بجه یه سال و نیم داشته باشم😤😤😤😤