من ي بار رفتم محل كارش از كنارم رد شد با دوستاش منم سلام عادي كردم روم نشد وايسم پيشش چون دوستاش بودن نموندم بعد شب ك شوهرم اومد گفت ديگه نيا محل كارم گفتم چرا گفت دو تا از دوستام امارت رو ازم گرفتن ك اين كيه و كي بود از كجا ميشناسيش😂😂😂😂😂
بخشودگي اهل گنه درصف محشر وابسته به يك گردش چشمان حسين است❤️
هفته پيش هم ما مهموني بوديم با جاريم كه از من ٥ سال كوچيك تره نشسته بوديم يه خانمه اومد سلام و احوالپرسي پرسيد از جاريم شما بزرگتري درسته 😅😅😅😅قيافه جاري قيافه من خخخخ