اینو یه جا دیگم گفتم
یبار تازه نامزد بودم توخیابون با مادرشوهرم میرفتیم دم ظهر بود
موتوریه هعی دورمون ویراژ میداد اومد نزدیکمون ما فک کردیم میخواد کیفمونو بزنه گفت خاااله دخترت خیییلی خووشگله بعد با سرعت نور غیب شد....
بنظرتون من اب شدم از خجالت؟
ن والا عین بی حیاها داااد زدم دخترش نیستم عروسشم😂😂😂