۵دی تولد دختر خواهر شوهرم
تولد یک سالگیش😍
پدرش جواهر فروش کریمخان🙃
و قرار براش تولد بگیرن....۴۰روز از پسر من بزرگتره...
تمام مهمونا خفن و....
تو فکر تدارکات بودم..
که موهام و فر کنم و......
که یادم افتاد تماااام طلاهام و هعی خورد خورد فروختم😳😳😳😳چی بندازم...
ی ست بدل هم که الان کم کم ۳۰۰ ....یهو دلم گرفت
مامانم کادوی عقد ی سرویس طلاسفید خیلی خوشگل بهم داد
مادرشوهرم ی سرویس طلا زرد
بعدشم ی عالمه خریدم اما همرو سر کار شوهرم فروختم....
دلم غصه داره🙁😧😧😞😔😔😔😔😔😔😔