راستش. جشن داداشم اومدم. من باخانواده شوهرم سرحرفای که بهم زدن قهر بودم. دیدم اومدن جشن داداشم خودم رفتم احوالپرسی وخوشآمد گفتم. سرسراین که خودم پیش قدم شدم ناراحتم
بعد حرف زدن تا یه ساعتی باهم رقصیدیم بعد یه سری دیگه دست به یکی کردن که کنارم نباشن. من که رفتم کنارشون بی محلم کردن رفتن یه جای دیگه رقصیدن. گفتم کاش باشون حرف نمیزدم