من هفده سالم نیست که اصرار بی مورد کنم عزیزم
سی و پنج سالمه....دیگه وقتی ندارم...سالهاست اقدام بی جواب دارم...
خسته ام از اقدام بی نتیجه...
خسته ام دیگه از اینکه هر جا میرم میگن شانسی ندارید
خسته شدمام از سرکوب حس مادری
تنها راهی که دارم اصرار و التماس به خداست