خیلی سخته جدا شدن.اونم با وجود یک بچه.یبار ی هفته قهر کردم.دیدم نمیتونم.....
خب اینجوری ک بیمار میشی عزیزم خیلی بدتره
چقدر دردآور است میخواهی خوب باشی که میخواهی با همه مهربان باشی اما بد فهمیده شوی و بد قضاوت شوی اما با تمام این قضاوت ها مهم نیست من برای خودم زندگی میکنم به عشق خدایی که از همه چیز آگاهست.
پس چرا مادر شدی وقتی نمیتونی ازش به تنهایی مراقبت کنی؟وقتی به خاطر ترسهات نمیتونی جدا بشی گله ای از اوضاعت نکن....فقط خود تویی که میتونی خودتو نجات بدی
یه معده گرسنه،یه کیف پول خالی،و یه قلبِ شکسته باارزش ترین درس ها رو توی زندگی بهت میدن!!!!
تا کی باید تحمل کنم.امشب از ته دلم شوهرم نفرین کردم.آنقدر گریه کردم چشام شده ی خط
من خیلی وقته دارم گریه میکنم تقریبا از بعداز ظهر تا حالا ولی دریغ از یذره توجه که بهم داشته باشه پشتشو کرده بهم و خوابیده فردا هم با دوستاش میخواد بره تفریح بعدم میره خونه مامانش شنبه هم میره دنبال کارای خواهرش
اینقدر جنگیدم که چهره ی شاداب23سالم شده مثل یه زن پیر40-50ساله
ای بابا
چرا اخه
چقدر دردآور است میخواهی خوب باشی که میخواهی با همه مهربان باشی اما بد فهمیده شوی و بد قضاوت شوی اما با تمام این قضاوت ها مهم نیست من برای خودم زندگی میکنم به عشق خدایی که از همه چیز آگاهست.