2777
2789
عنوان

دختر🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️

919 بازدید | 67 پست

روزی که دختر دار بشوم

به دخترم میگویم منتظر نباش کسی خوشبختت کند، خودت برو دنبال خوشبختی...

بهش میگویم دخترم تو قراره روزی مستقل بشوی...


من نمیخواهم بهش بگویم که آخرین مرحله موفقیت یک "دختر" در مملکتمان

عروس شدن و خانه بخت رفتن است!!

نمیخواهم دم به دقیقه در گوشش بخوانم

قراره روزی مادر بشوی...

بهش میگویم عروسکم تو قراره انسان موفقی بشوی و در این راه نیازی نداری که عروس شوی ، احتیاجی نداری مردی با اسبی سفید و این خزعبلات بیاید دنبالت!!


مشکل ما این است که در گوش بچه هایمان از کودکی هی میخوانیم ؛ هی تکرار میکنیم که نهایتا یکی میاید و میگیرتت!

باور کنید موفقیت یک بانو در گروی

"عروس شدن" و "مادر شدنش" نیست...

به دخترهایمان یاد بدهیم...



من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...‌‌منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....



شاید سی سال دیگر

یک دختر نوزده ساله داشته باشم.

شاید نامش تارا باشد

شاید هم باران!

شکلش نمی دانم شبیه چه کسی باشد.

قدش هم نمی دانم چند سانت است.

نمی دانم مانند مادرش

موهایش فر و پر پیچ و تاب است

یا صاف و بی حال.

نمی دانم تک فرزند پدر و مادرش است

یا خواهر و برادر کوچک تر هم دارد.

اما می دانم دوستش دارم.

می دانم دوستم دارد.

می دانم یادش داده ام در تمام طول روز حداقل یک بار پدرش را ببوسد.

یادش داده ام گل های اتاقش را دوست بدارد.

و هرچند شب یکبار

دفتر دلنوشته اش را باز کند

و دلش را خالی کند.

یادش داده ام دردهای دلش را هرچند که ناگفتنی باشد،

بگوید.

هرازگاهی که دلش گرفت

در آغوشم گریه کند.

شنیدن غصه های اطرافیانش را یادش داده ام.

از او خواهش کرده ام

بی تفاوت رد شدن را یاد نگیرد.

یادش داده ام آخر هفته

در کافه ی دنج آن کوچه ی خلوت

با دوستانش بستنی بخورد و بخندد.

دلسوزی برای گربه ی کوچک

یا توله سگی که در فلان کوچه می لنگید

را یادش نداده ام

این یکی را خودش از مادرش به ارث برده!

یادش داده ام آنقدر برای خواسته هایش بجنگد

تا همه ی همه ی خواسته هایش

خاطره شوند

نه حسرت!

نمیگذرام نرسیدن به آرزوهایش عادت شود برایش.

نمیگذرام سیاه پوش و داغدار مُردن آرزوهایش شود.

نمیگذرام تابلوهای "ایست" از رویاهایش غیرممکن بسازد.

نمی دانم سی سال دیگر چقدر توان جنگیدن دارم

اما می دانم برای رساندنش به آرزوهایش می جنگم

می جنگم تا از دست دادن را تجربه نکند...

شاید سی سال دیگر مادر خوبی باشم ...


‏یه جایی تو بچگیامون واسه آخرین بار رفتیم تو کوچه و با دوستامون بازی کردیم بدون اینکه بدونیم آخرین بار بوده  

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من که تصمیمم اینه انشالله دخترم تو خونه خودمون انقدر طعم واقعی خوشبختی رو بچشه که دقیقا اصلا منتظر نباشه کسی بگیره و خوشبختش کنه و اینکه میذارم برا تحصیل هم دنبال علاقش بره

خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت😊
شاید سی سال دیگر یک دختر نوزده ساله داشته باشم. شاید نامش تارا باشد شاید هم باران! شکلش نمی دانم ...

وای عزیزم😍دختر من سی سال دیگه سی و چهارسالشه

خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت😊

  واقعا


این حرفا بدر د اونایی میخوره که از بچگی هی میگن انشالله بزرگ‌میشی عروس میشی ....و از این دست حرفها که خیلیییی زیادن 



اون وقت میگن چرا دخترها لباس عروس دوست دارن 

چرا دلشون میخواد عروس بشن لباس بپوشن و فلان و بهمان


اونایی که هی میگن تو دختری  صورتی باااااید برداری  این آبیه برداشتی پسرونه اس


تو دختری ...

تو دختری....

و هزار جور حرف و رفتارهای دیگه با دخترها 





برای ادبیات بعضی خانمهای نی نی سایت متاسفم...😔
شاید سی سال دیگر یک دختر نوزده ساله داشته باشم. شاید نامش تارا باشد شاید هم باران! شکلش نمی دانم ...

👏👏👏👏👏

من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...‌‌منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....
من که تصمیمم اینه انشالله دخترم تو خونه خودمون انقدر طعم واقعی خوشبختی رو بچشه که دقیقا اصلا منتظر ن ...

افرین

عالیه

من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...‌‌منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....
وای عزیزم😍دختر من سی سال دیگه سی و چهارسالشه

ایشالا همیشع موفق باشه 

‏یه جایی تو بچگیامون واسه آخرین بار رفتیم تو کوچه و با دوستامون بازی کردیم بدون اینکه بدونیم آخرین بار بوده  


یک روز من هم باید دختری داشته باشم. یک دختر که دستش را بگیرم ببرم پارک و او مثل بچه گی های مادرش روی شیب سرسره بالا برود و بعد که حسابی پیرش در آمد سر بخورد پایین. یک دختر که برای موهایش پاپیون های خال خالی بخرم و وقت خوردن بستنی دهانش را پاک کنم. یک دختر که از من بت نسازد و فکر نکند من یگانه جهانم. مرا ببینید با همه ضعف ها و قوت هایم. یک دختر که میراث شومم را به او منتقل نکنم و سهم او از خنده ها و روزهای روشن هزاران بار بیشتر از من باشد.

یک دختر که وقت عاشقیتش مرا بنشاند روی تخت در اتاقش را ببندد و بدون ترس از من،عکس او را توی موبایلش نشانم دهد.از من همفکری بخواهد که راه را درست برود.

یک دختر که با تمام وجود عاشقی کند. از زنانگی اش لذت ببرد و اجازه ندهد کسی، حالا هر کس که می خواهد باشد روزهای او را تاریک و تیره کند. یک دختر که بعدها بنشینیم و با هم چیزکی بخوریم و حرف ها بزنیم از روزهای رفته. یک روزی اگر دنیا برمدار موافق بگردد می داند که من سهم یک دختر را از او طلب دارم.


‏یه جایی تو بچگیامون واسه آخرین بار رفتیم تو کوچه و با دوستامون بازی کردیم بدون اینکه بدونیم آخرین بار بوده  
یک روز من هم باید دختری داشته باشم. یک دختر که دستش را بگیرم ببرم پارک و او مثل بچه گی های مادرش روی ...

عالی👌👌👌👌

من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...‌‌منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....
وای خدایاشکرت که دختردارم چکارامیشه باهم بکنیم😍😍😍😍

منم موخامممم😭😭😭😭

نی نیم پسره

من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...‌‌منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز