شوهرم هم دروغ میگه هم مهربونه هم تا الان وفادار بوده بهم هم اهل کاره هم خسیسه اما این دو تا خصلت بد وسط این همه خصلت خوب همه چیز رو خراب کرده
حس نا امنی میکنم
دیشب سراسیمه از خواب پریدم ودیدم کنارم خوابه اما هیچ آرامشی از وجودش نگرفتم
یجوری ام همش فکر میکنم زندگی کردن باهاش تباهیه