الان پدر. شوهرم این جا بود با شوهرم بحثش شد شوهرم سرش بدجوری داد زد سر یه مسئله خیلی کوچیک که چرا زنگ نزده تشکر کنه و ...
الان همه رو از چشم من میبینم ، ولی من بی تقصیرم تازه بهش گفتم راست میگه بابات ، میگه اون نباید به من بگه چی کار کنم کلا رو این چیزا حساسه که یکی بهش بگه این کارو بکن اون کارو نکن
رفتنی به پدر شوهرم گفتم ببخشید نمیدونم چرا. اینطور شد گفت باید علتو بگردی پیدا کنی میدونم منظورش به من بود که یعنی تو پورش کردی
ننیدونم چی کار کنم که از چشم من نبینن به شوهرم میگم میگه دیگه نمیرم اونجا
میگم یه عمره مگه میشه ادم نره خونه پدر مادرش
نمیخوام زندگیمون بهم بریزه ما باهم مشکلی نداریم