حالا خوب فهمیده ام که دنیا دنیا هم یک آدمی را دوست داشته باشی، تنها کافی ست که با یک حرکت، هوای ِ قلبت را بگیرد. شسته می شود. بی که بفهمی. صبح از خواب بیدار می شوی و می بینی انگار از قلبت، او را شسته اند... نوشتن بعضی چیزها، گفتن بعضی حرف ها، آسان نیست. مثل دادن یک صفر کله گنده ست به همه ی آنچه که بر تو گذشته. مردود شدنی که تک ماده هم آن را نمی آورد. اما باید شکست را پذیرفت. حتی اگر شکست ِ من "تو" بوده باشی. حالا راحت تر هستم. لااقل چیزی را از دست داده ام که همه مهر نبود، همه لطف نبود. بُتی نبود که فقط باید آن را پرستید. آدمی بود که مثل همه ادمها....
دلناز🦋