یه 4ماهی میشه اومدیم خونه جدید سه طبقس هر طبقه دو واحد این واحد بغلی همسن خودمه من تا دوماه اول ک اصن ندیدمش بعد برای بار اول ک دیدمش اومد گف یخ دارید و دادم بهش (شروع رابطه)بعد کم کم اون میومد خونه ما و سر صحبت رو باز میکرد و میگفت بیا باهم دوتایی بریم باشگاه منم چون اینجا غریبم با خودم گفتم خب باهاش برم و دوست بشم یکم صمیمی تر شدم تا اینکه دید قلیون داریم هفته ای دوبار میومد میگفت قلیون بزار بیام بکشیم منم کم روام میگفتم باشه یا مثلا میومد شارژمو میبرد دو روز نمی اورد خودمم روم نمیشد بگم پس بیار شوهرمو میفرستادم در خونشون...بعد من حلقه خریدم برداشت گفت بده منم بزنم حلقمو میبره چن روز نمیاره بازم روم نمیشه بگم بیار یا مثلا غذایی چیزی درست میکنم میاد میگه به به چ بویی میده هوسم کرد یکم برام بریز ببرم(با اینش مشکلی ندارم)مشکل اصلیمم اینه همش میگه صدا تلویزیونتون زیاده میاد خونه ما صداش..در صورتی ک همیشه کمتر از دهه و اونا هروز باند روشن میکنن.دیگ امروز از باشگا میومدیم زدم ب سیم اخر گفتم اگر صدای ما میاد خونه شما صدای شما ده برابر میاد هروزم میاد در خونه وسیله میخواد در صورتی ک من اگر از گشنگی بمیرمم نمیرم در خونه همسایه .چ کنم دیگ نیاد؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
درروز باز نکن اگرم گفت بگو نشنیدم اصلا رو نده بهش چیزیم خواست بگو نداریم یا خراب شده بهش محل نده. همسایه منم اینجوری بود ولی تااین حد نه رو ندادم بهش دیگه حرف نمیزنیم
دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ ای هیچ تو بهر هیچ برهیچ مپیچ