تو تاپیک های قبلیم هست .امروز دقیقا دو ماه شد. شب جمعه اتفاقی توی کافه پاتوقمون دیدمش. چون خیلی ضایع بود و همه اونجا ما رو میشناسند دوستم بهش گفت بیا سر میز ما بشین.خیلی عادی از کار و بار صحبت کرد . صمیمی بود و حتی با ماشین ما برگشت. گفت بیا خونه. گفتم امشب نمیشه باید برم دنبال مامانم ( بدون اطلاع خانوادم خیلی بد بود اگر یه دفعه می رفتم). دیگه باز ازش خبری نیست