سلام من با شوهرم خوبم ولی نمیدونم چرا کارای دوران نامزدیش یادم افتاده میخوام بزنم زیر گریه يادمه هی میگف بیا رابطه کامل داشته باشیم. انقد بی حیا بازی در آورد ک منم قبول کردم نزدیک عروسی شد دعوامون شد تو خونشون جلو همه برگشت گف برو من راهتو باز کردم برو بخواب زیر... یا یسری دیگ تو دعوا گف بخوای صدات و بلند کنی میزنمت همچین بالگد زد خوابیدم بلند نشدم بخدا. یسری تو کوچه مون بحثمون شد گفتم طلاق میخوام تو کوچه منو زد شب بود کسی ندید هی بخاطر بی احترامی تو جم کرد الان دیگ نمیکنه چون من اصلا نمیزارم بحثی پیش بیاد همیشه من کوتاه میام دیگ حرف حرف اون دیگ حوصله دعوا ندارم چون واقعا دیونس بگه میزنم میزنه چقد جهازمو شکست خونم عین ایناس ک پنجاه ساله عروسی کردن اصلا زده ب سرم یهو...