2777
2789
عنوان

دیوونه شدم...

315 بازدید | 15 پست

سلام من با شوهرم خوبم ولی نمیدونم چرا کارای دوران نامزدیش یادم افتاده میخوام بزنم زیر گریه يادمه هی میگف بیا رابطه کامل داشته باشیم. انقد بی حیا بازی در آورد ک منم قبول کردم نزدیک عروسی شد دعوامون شد تو خونشون جلو همه برگشت گف برو من راهتو باز کردم برو بخواب زیر... یا یسری دیگ تو دعوا گف بخوای صدات و بلند کنی میزنمت همچین بالگد زد خوابیدم بلند نشدم بخدا. یسری تو کوچه مون بحثمون شد گفتم طلاق میخوام تو کوچه منو زد شب بود کسی ندید هی بخاطر بی احترامی تو جم کرد الان دیگ نمیکنه چون من اصلا نمیزارم بحثی پیش بیاد همیشه من کوتاه میام دیگ حرف حرف اون دیگ حوصله دعوا ندارم چون واقعا دیونس بگه میزنم میزنه چقد جهازمو شکست خونم عین ایناس ک پنجاه ساله عروسی کردن اصلا زده ب سرم یهو... 

مرورش  جز اعصاب خوردی  هیچ فایده دیگه ای نداره 

ولی 

بعدا  با هم برید پیش مشاور 

برای آرامش و آیندتونم خوبه

ماه هاست دنیا دارد ضدعفونی می شود                                                       گویی مهمان ویژه ای  در راه است ....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چطوري باش ادامه دادي بعد اون حرف !!!

الانم عزيزم شما با هم خوب نيستين ، فقط شما خوبين كوتاه اومدين بقولي اسه ميري اسه مياي كه يوقت شاخت نزنه

خدايا مواظب عشقاي زندگيم ، دخترم و همسرم باش هميشه 💋😍😍
چطوري باش ادامه دادي بعد اون حرف !!! الانم عزيزم شما با هم خوب نيستين ، فقط شما خوبين كوتاه اومدين ...

اره دیگ الان همه میگن من عاقل شدم ولی نمیدونن کوتاه اومدم خیلی 

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز