🍂شعر زیبا به مناسبت اولین سالگرد زلزله ٧.٣ سرپل ذهاب.
در دلِ شب؛خانہ ها لرزان شدند
شهر غُرید سقف ها حیران شدند
گـشت بـرپـا نـالـہ و آه و فـُغــان
مویہ سر دادند زمین؛ماه و جهان
گشــت پنــهان زیــر آوار مادرے
مــاند خیره همسرے از بی سرے
جویش و بویش کنان در خاک او
اشڪ ریـزان بر دلِ صـد چـاک او
ابر و باران غرق آب است خانہ ام
رفـتگان رفتـند و مـن جا مانده ام
آه شــهـرم! آه اے بـالیـن خــوب
با سـپیده رخـت بندد این غروب
بر تن تـو کـودکان جـان داده انـد
بر دل تــو عاشــقان ســر داده اند
باز رویـد گُلشــن از آوار و خــاک
شــهر گـردد خِـطۂ پــدرامِ پـاڪ
مـیرود هنگامہ باز از این زمین
در پَسِ این لرزه ها کرده کمین
قصر غمگین باز شیرین میشود
عشقِ فـرهاد یارد دیرین میشود
گشـت خاموش در غم دل جوهرم🖤
🖤بــاش آرام!بــاش آرام!اے دلـــم
شعر از شیدا منهویی