2777
2789

من هیچ علاقه ای نداشتم و میگفتم چیه مسخره هستشو از این حرفا

کاری به نظرات کسی هم ندارم

منم به اجبار باید میرفتم ولی با دوستان

عزیزم وقتی رسیدیم بوشهر و شلمچه هم حسی نداشتم

ولی شب مارو بردن جاهایی که خیلی ارامبخش بود 

واقعا حس عجیبی بود 

ی جا بود که پای برهنه رفتیم واقعا لذت بخش بود من فکر نمیکردم خوشم بیاد 

روز اختتامیه بود و روز برگشت 

باور کن همه دلمون شکسته بود و نمیخواستیم برگردیم 

من فقط بخاطر اون ارامش اونجا

نمیتونم بهت توصیفش کنم ولی با هق هق منو اوردن 

که قبل رفتن اونجا برام خنده دار بود

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

استرس راهو نداشتی؟؟؟؟

خیلی استرس داشتم 

شب قبل حرکت خواب دیدم اتوبوس چپ کرده 

صبحش پشیمون شدم میگفتم اجباری هم هست نمیرم 

ولی مادرم میگفت خواب بوده به فکرش خوابیدی 

دیگه تو راه با دوستا خوش گذروندیم زود تموم شد 


چه کاریه آخه 

آدم میره سفر با خانوادش میره که خوش بگذره 

همه مناسبت ها و تعطیلی تقویم مون عزاداری هستش دیگه رفتن به  جای جنگ زده  را کم داشتیم

خدایا  یه خونه خوب قسمتمون بکن با همسایه های خوب
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز